چکیده:

مقدمه: روزبروز دولتهای جهان جهت فراهم کردن خدمات بهداشت-درمان
بطور مؤثر، کارا و کافی با فشارهای زیادی روبرو می شوند. تحولات و کوشش های
توانمندسازی در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه روشهای مشابهی را برای
رسیدن به نظامهای بهداشت-درمان با عملکرد بهتر می پذیرند. همه این روشها
بر پاسخگو بودن بعنوان یک عنصر اساسی در اجرای تحولات بهداشت-درمان و بهبود
عملکرد سیستم تاکید می کنند. لذا این پژوهش بمنظور بررسی نظام پاسخگوئی
عملکرد در بیمارستان حضرت رسول صورت گرفته است.
روش پژوهش: این پژوهش به
صورت مقطعی انجام گردید. پس از جستجوی موضوعی در کتب و مقالات کتابخانه ای
و اینترنتی بر اساس اصول استخراج شده از چارچوبهای کشورهای امریکا و
کانادا، نظام پاسخگوئی عملکرد را به سه بخش، شامل؛ ‘ملزومات نظام پاسخگوئی
عملکرد’، ‘اجزاء نظام پاسخگوئی عملکرد’ و ‘فرهنگ پاسخگوئی عملکرد و میزان
آمادگی کارکنان برای استقرار نظام پاسخگوئی عملکرد’ تقسیم کرده و به منظور
اندازه گیری آنها پرسشنامه و چک¬لیست تهیه گردید. پس از تعیین اعتبار و
ثبات بین ۳۰ نفر از کارکنان که در بخشهای مختلف بیمارستان مورد مطالعه
بودند، توزیع گردید. در نهایت بر اساس اطلاعات جمع آوری شده چارچوبی برای
نظام پاسخگوئی مبتنی بر عملکرد پیشنهاد گردید.
یافته ها: یافته های
پژوهش در ۱۷ جدول ارائه گردیده است. این یافته ها نشان داد که از مجموع
آیتمهای مربوط به ملزومات و اجزاء نظام پاسخگوئی عملکرد ۵۰% (۲۹ آیتم از
۵۷) موجود بود. بر اساس امتیازدهی انجام شده؛ فرهنگ و نگرش کارکنان نسبت به
پاسخگوئی، امتیاز ۷۴% را کسب نمود. در نهایت بر اساس یافته¬های مذکور و
چارچوبهای پاسخگوئی عملکرد دو کشور امریکا و کانادا یک جدول مقایسه¬ای
ارائه گردید.

تحقیق پیرامون بورس و ارواق بهادار

بدون دیدگاه

مقـدمـه تحقیـق

تعــریف مــوضــوع
در زمینه عرضه
اولیه اوراق بهادار، مطالعات و تحقیقات متعددی در سطح جهان صورت گرفته است.
یکی از محورهای اصلی تحقیقات در این زمینه، بررسی روند تغییرات بازده سهام
جدید در مقایسه با یازده شاخص قیمت بورس در طی زمان و همچنین شناسایی
عوامل موثر بر عملکرد بلند مدت سهام جدید است. علاوه بر آن مطالعات انجام
گرفته در کشورهای مختلف حاکی از این است که بازده بلند مدت
«سهام جدید» کمتر از بازده بازار است که از آن تحت عنوان «معمای عملکرد کمتر سهام جدید» نام برده شده است.
مساله
اصلی در تحقیق حاضر، بررسی موضوع مزبور در ایران، تعیین عوامل موثر بر
عملکرد بلند مدت سهام جدید و همچنین شناسایی روابط بین این عوامل در بورس
اوراق بهادار تهران است.
در این تحقیق به منظور بررسی عوامل موثر بر عمکرد بلندمدت سهام جدید از متغیرهای عملکرد
بلندمدت بازار، حجم انتشار سهام جدید در سال اول، اندازه شرکت، عملکرد
کوتاه مدت تعدیل شده سهام جدید و نوع صنعت مورد استفاده است. همچنین در این
تحقیق شواهد مبنی بر وجود دوره‌های به اصطلاح به اوراق بهادار داغ،
عکس‌العمل بیش از اندازه سرمایه‌گذاران، گرایشات و علائق زودگذر و یا
خوش‌بینی زیاد سرمایه‌گذاران بررسی می شود.
هـــدف تحقیــــق
هدف
از انجام این تحقیق، شناسایی عوامل موثر بر عملکرد بلندمدت سهام جدید در
بازار بورس تهران است تا از این طریق متناسب با شرایط بازار و سایر عوامل
موثر، بازار بورس را در جهت تعیین قیمت اولیه، برنامه زمان‌بندی و حجم
انتشار سهام جدید راهنمایی کنیم.
لازم به توضیح است که اگر قیمت سهام
جدید عادلانه تعیین شود، یعنی قیمت متأثر از واقعیات حاکم بر بازار بوده و
متناسب با سودآوری سالن‌های آتی همراه با درنظر گرفتن میزان اطمینان نسبت
به سودهای فوق باشد، موجب آن خواهد شد که سرمایه‌گذاران با اطمینان بیشتری
سرمایه‌های خود را به بازار بورس هدایت کنند. درغیر این صورت قمیت‌گذاری
نامناسب سهام جدید می‌تواند به صورت تجربه تلخی برای سرمایه گذارانی گردد
که در ابتدای راه می‌باشند و موجب دلسردی آنها نسبت به حضور فعال در بازار
سهام خواهد شد و احتمالاً برنامه خصوصی‌سازی دولت را با شکست مواجه
می‌سازد.

تحقیق پیرامون بازار خودرو

بدون دیدگاه

تحقیق پیرامون بازار خودرو:

شمار خودرو در بازار کلیه کشورهای عضو گروه ASEAN با نیل به رشد ۱۲ درصدی
در سال ۲۰۰۳ از مرز یک‌و‌نیم میلیون فراتر رفته، به‌طوری که میزان رشد در
این مناطق جز کشور مالزی به حد نسبتا خوبی رسیده است. مناطق مزبور، سال
گذشته دچار مشکلات عمده‌ای همچون شیوع بیماری سارس و تشدید فعالیت‌های
تروریستی بوده‌اند که این مسائل به طبع روی رشد بازارهای صادراتی این مناطق
تاثیر بسیار منفی داشته است.
پایین بودن نرخ بهره بانکی، سطح تقاضای
مصرف کنندگان را در سال ۲۰۰۳ افزایش داد. بازتاب رشد بالای اقتصاد منطقه در
سال گذشته با افزایش اعتماد به نفس مصرف‌کننده، بالا رفتن بازار بورس و
افت کردن نرخ بهره جان بیشتری گرفت. بدین ترتیب، مصرف کنندگان روز به روز
به منابع مالی جهت انجام خریدهای خود دستیابی آسانتری پیدا می‌کردند. اما
از آنجایی که بدهی‌های داخلی دستخوش افزایش روزافزون بوده است، روی هم رفته
این دستاورد جهت رشد بیشتر چندان مهم تلقی نمی‌شود. کمپانی‌های تویوتا و
هوندا که به ترتیب مدل «ویوس» و «سیتی» را از اواخر سال ۲۰۰۲ در سراسر
منطقه عرضه کردند بیشترین سود را از سطح بالای تقاضای منطقه‌ای بردند.
سال
گذشته تایلند به عنوان بزرگترین بازار در میان بازارهای ASEAN شناخته شد
که از رشد بالا و غیرمنتظره ۳۰ درصدی برخوردار بود. رشد اقتصادی ۴/۶ درصدی
تایلند، بیشتر یادآور سال‌های شکوفایی اواسط دهه ۱۹۹۰ این کشور محسوب
می‌شد، از طرفی کشور سنگاپور درست در زمانی که در حال خروج از خسارت جهانی
مربوط به بازارهای جهانی تکنولوژی اطلاعات بود به بدترین وجه ممکن آسیب دید
که این آسیب به واسطه گرفتاری در دام بیماری سارس حادث شد. نرخ رشد تولید
ناخالص داخلی سنگاپور ۸/۰ اعلام شد؛ اگر چه بازار خودرو به ندرت نقاط ضعف و
قوت حاصله را در اقتصاد واقعی کشور منعکس می‌کند، اندونزی که یکی دیگر از
کشورهای عضو ASEAN به حساب می‌آید آهنگ رشد و توسعه اقتصادی چندان سریع
نیست. ولی مصرف‌کنندگان داخل این کشور با برنامه‌های جذابی همچون «صندوق
اندوخته نقدی خودرو» خریدهای چشمگیری کردند.

مقدمه:

شاید در ابتدا کسی گمان نمی کرد این مسئله تا به این حد گسترش
یابد. نمونه های قبلی چنین مسائلی بسیار زود از گردونه خارج شدند و از رونق
افتادند، اما این دفعه قضیه فرق می کند. شرکت گلدکوئیست در آغاز ورودش به
ایران طبقات پایین جامعه به لحاظ سواد اجتماعی و اقتصادی – را هدف
قرار داد. مردم عادی جامعه که اطلاع چندانی از اصطلاح علمی
مورداستفاده اعضای شبکه نداشتند، براحتی وارد بازی شدند و از آنجا که
بدرستی نمی دانستند باید چه کنند، اکثرا ضرر کردند. این ضرر به شکایت آنها
از شرکت گلدکوئیست و اعضای اصلی اش در ایران منجر شد و قوه قضائیه در
اولین برخورد، دستور فیلتر سایت های اینترنتی این شرکت و دستگیری اعضای
اصلی و سر شاخه های آن را صادر کرد. گلدکوئیستی ها برای مدتی از سر و
صدایشان کم کردند و در خفا به جلساتشان ادامه دادند. زخم ها باید ترمیم
می شد و بازنگری در روش ها و جامعه هدف، لازم بود. پس از مدتی دوباره
فعالیت شدید علنی آغاز شد. این با جوان ها مورد هجوم قرار گرفتند. روش ها
تغییر کرد و علمی تر شد. دانشجویان که پیشتر از طریق روش های علمی و
استدلال های منطقی کار شبکه را مردود اعلام می کردند، این دفعه خود تبدیل
به مبلغان شرکت گلدکوئیست شدند و سرانجام کار ب آنجا رسید که نباید. این
روزها کمتر جوانی یافت می شود که پرزنت نشده باشد.
همه می دانند
که اگر دوستی پس از مدت ها با شما تماس بگیرد و بگوید کار مهمی با شما
دارد، حتما می خواهد پرزنت تان کند. بگوید دستی که در آن است خیلی سریع پیش
می رود، همه ۳uv (سه یو وی) هستند و… .
به این قضیه چند مدل و
از چند زاویه می توان نگاه کرد؛ یکی از این زوایا، دیدگاه پیشگیرانه
است. چه باید می کردیم تا کار به اینجا نکشد؟
موضوع چندان هم
پیچیده نیست. جامعه ما پر است از آدم هایی که می خواهند یک شبه
پولدار شوند و در چشم به هم زدنی ره ۱۰۰ ساله بروند. مدت هاست که پول، جای
بسیاری از ارزش های اخلاقی را گرفته و کعبه آمال شده است. ظهور نوکیسه ها
در شهرها، مردم را هوایی کرده است. همه فکر می کنند، می شود کار نکرد و پول
داشت. هرجا بحث باشد، حتما یکی هست که بگوید فلانی با یک تلفن میلیون
میلیون پول جابه جا می کند. بهمانی در خانه نشسته است و سر برج، میلیونی
پول به حسابش می ریزند و قس علی هذا. گویی کار نکردن در جامعه ما ارزش شده
است. از سوی دیگر، فقر و تورم و بیکاری آنچنان عرصه را بر مردم کوچه و
بازار تنگ کرده که همه طاقتشان را از دست داده اند و به دنبال مفری می
گردند. اینجاست که هر کس بیاید و بگوید شش ماهه میلیونر می شوی، یک ساله
میلیاردر، حتما همه به سمت او جذب خواهند شد. طبیعتا قوانین و احکام هم نمی
توانند جلو مردم را بگیرند قانونگذار هم این را می داند- باید خیلی
زودتر از اینها به فکر می افتادیم. به قول قدیمی ها، علاج واقعه قبل از
وقوع باید کرد. نباید می گذاشتیم به اسم سیاست تعدیل اقتصادی، نوکیسه ها
متولد شوند و پول داشتن جای کار کردن را بگیرد. پول داشتن موضوع بدی نیست،
اما چگونه پولدار شدن، مهم است. ایجاست که متولیان فرهنگی کشور باید مورد
سئوال قرار گیرند. بگیر و ببندهای قانونی، آخرین مرحله است. پیش از آن
باید زمینه های وقوع جرم را از بین برد.
فهرست مطالب:
مقدمه
بازار یابی برای هیچ ( نقدی بر گلدکوئیست ) 
چرا فعالیت در بازاریابی چندسطحی قمار است؟ 
نظر مراجع در مورد سیستم های فروش شبکه ای و رد دلایل موجود مبنی بر عدم آگاهی مراجع 
طعم تلخ گلدکوئست 
این سکه هم دو رو دارد 
منابع 

چکیده
امروزه شرکتها صرف نظر از زمینه فعالیت خود (اعم از تولیدی و
خدماتی)، برای موفقیت و بقای خود در بازارهای رقابتی و به شدت درحال تغییر
جهانی ، نیازمند ارائه ارزش بیشتر به مشتریان خود میباشند؛ ارائه ارزش
بیشتر از طریق خلق و کسب مزیت رقابتی پایدار امکان پذیر می باشد؛ خلق و کسب
مزیت رقابتی پایدار در بازارهای بین المللی مستلزم طراحی و تدوین اثربخش
استراتژی بازا ریابی بین الملل می باشد.اما قبل از هر کاری باید اهمیت
بازارهای بین المللی،وراهکارهای ورود به این بازارها را بررسی کنیم.زیرا
امروزه شرکتها مرزها را زیرپاگذاشته وجهانی شده اند.

مقدمه :
بازاریابی
خارجی )بین اللمل(، عبارت است از: بازاریابی کالا و خدمات از یک کشور به
کشوری دیگر. بازاریابی داخلی و خارجی، دارای تفاوت هایی هستند که از جمله
آنها م یتوان تفاو تهای محیطی در زمین ههای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را نام
برد. تفاوت های موجود در آب و هوا، محیط طبیعی، فرهنگ، منابع و تکنولوژی،
نیازهای تولیدی و خدماتی متفاوتی را ایجاد می کند. از آنجا که برای یک
بنگاه اقتصادی رفع تمام نیازهای مصر فکنندگان امکان پذیر نیست، لذا مدیریت
بازاریابی می بایستی فرصت های موجود را از طریق تقسیم بازار تجزیه و تحلیل
کند تا بتواند کالا و خدمات مورد نیاز مصرف کنندگان مورد نظر را با توجه به
منابع خود تأمین کند. منظور از تقسیم بازار این است که بازاری وسیع را با
روشی به بخ شهای کوچکتر تقسیم کنیم که در هر کدام از آنها یکنواختی بیشتری
از نظر عرضه و تقاضا وجود داشته باشد.
مصرف کنندگان، خصوصیاتی مشترک و
مشابه دارند. معیارهایی که تقسیم بازار براساس آنها انجام م یگیرد، شامل
عوامل جغرافیایی، جمعیتی یا دموگرافیک، روانی، رفتاری، بازاریابی و اقتصادی
است. پس از بررسی بازار و تقسیم آن به بخش های مشابه، مدیریت بازاریابی
باید تصمیم بگیرد کدام یک از این بخش ها را به عنوان بازار هدف، انتخاب
کند. البته او م یتواند بیش از یک بخش را براساس ترکیب و توانایی کارکنان
بازاریابی، توان رقابتی و خط مشی بازرگانان سازمان خود، انتخاب کند.

مروری‌ بر بازاریابی‌ صنعتی‌
بازار صنعتی‌ با بیش‌ از ۱۳ میلیون‌
سازمان‌ صنعتی‌ بازاری‌ بسیار بزرگ‌ است‌. سازمانهایی‌ مثل‌ روپانت‌
زیراکس‌، بویینگ‌ و اینترنشنال‌ پسیپر کالاها و خدماتی‌ را به‌ ارزش‌ بیش‌
از ۳ تریلیون‌ دلار خریداری‌ می‌کنند. بازار کالا و خدمات‌ سازمانی‌ به‌
لحاظ‌ حجم‌ مبادلات‌ پولی‌ چهار برابر بزرگتر از بازار مصرف‌ کننده‌ است‌ و
همچنان‌ به‌ رشد خود ادامه‌ می‌دهد. شرکتهایی‌ که‌ کالاها وخدمات‌ خود را
به‌ دیگر سازمانها می‌فروشند، باید تلاش‌ کنند تا رفتار خرید سازمانی‌ و
همچنین‌ نیازها، منابع‌، انگیزه‌ها و فرآیندهایی‌ که‌ این‌ رفتارها را شکل‌
می‌دهند را بشناسند. فرآیند بازاریابی‌ صنعتی‌ باید به‌ گونه‌ای‌ طراحی‌ و
برنامه‌ ریزی‌ شود تا نیازهای‌ متنوع‌ هر بخشی‌ از بازار را برآورد سازد.
نیازهای‌ هر بخشی‌ از بازار بسیار متفاوت‌ از نیازهای‌ سایر بخشهای‌ بازار
است‌. یک‌ بازاریاب‌ علاوه‌ بر شناخت‌ خریدار صنعتی‌ و فرآیند خرید آن‌،
باید فهم‌ عمیقی‌ از شرکت‌ داشته‌ باشدتا از چگونگی‌ کاربرد بعضی‌ از
تکنیکها و ابزارهای‌ سنتی‌ بازاریابی‌ که‌ سالها مورد استفاده‌ قرار
گرفته‌اند و همچنین‌ فرصتها و چالشهای‌ عمده‌ای‌ که‌ این‌ تکنیک‌ و ابزارها
را در محیط‌ کنونی‌ بازاریابی‌ صنعتی‌ ایجاد کرده‌اند، آگاهی‌ یابند.
بازاریابی‌ صنعتی‌ عبارتست‌ از تخلیه‌ فعالیتهایی‌ که‌ مبادلات‌ بین‌ مصرف‌
کنندگان‌ و عرضه‌کنندگان‌ صنعتی‌ را در بازارهای‌ صنعتی‌ تسهیل‌ می‌کند.
یک‌ بازار صنعتی‌ کلیه‌ سازمانهایی‌ را شامل‌ می‌شود که‌ کالاها و خدمات‌
را برای‌ تولید محصولات‌ و خدمات‌ دیگر خریداری‌ نموده‌ و سپس‌ محصولات‌ و
خدمات‌ تولی‌ شده‌ را جهت‌ فروش‌ و یا اجاره‌ به‌ دیگران‌ عرضه‌ می‌کنند.

فهرست:
اهداف‌ آموزشی‌
توضیح‌ دهید که‌ چرا بازاریابی‌ صنعتی‌ را مطالعه‌ می‌کنیم‌؛
تفاوت‌ بین‌ بازاریابی‌ صنعتی‌ و بازاریابی‌ مصرف‌ کننده‌ نهائی‌ را درک‌ کنید؛
ویژگیهای‌ یک‌ تقاضای‌ صنعتی‌ را تشریح‌ کنید.
ماهیت‌ رفتار خریدار صنعتی‌ را درک‌ نمائید.
انواع‌ مختلف‌ کالاها و خدمات‌ صنعتی‌ را بشناسید.
میان‌ انناع‌ مختلف‌ مصرف‌ کنندگاه‌ صنعتی‌ تمایز قایل‌ شوید.
اهمیت‌ محوری‌ تدوین‌ استراتژی‌ و برنامه‌ ریزی‌ برای‌ تلاشهای‌ بازاریابی‌ صنعتی‌ را درک‌ کنید.
رئوس‌ مطالب‌ فصل‌
مروری‌ بر بازاریابی‌ صنعتی‌
چرا بازاریابی‌ صنعتی‌ را مطالعه‌ می‌کنیم‌.
بازاریابی‌ صنعتی‌ چه‌ تفاوتی‌ با بازاریابی‌ مصرف‌ کننده‌ دارد؟
ویژگیهای‌ تقاضای‌ صنعتی‌
ماهیت‌ رفتار خرید صنعتی‌
طبقه‌بندی‌ کالاها و خدمات‌ صنعتی‌
مصرف‌ کنندگان‌ صنعتی‌
تدوین‌ استراتژی‌ و برنامه‌ریزی‌ بازاریابی‌ صنعتی‌
روال‌ این‌ کتاب‌

تحقیق بازاریابی کروی

بدون دیدگاه

چکیده :
در متون بازاریابی موضوع همیشگی و مورد بحث این است که شرکت
ها نه تنها باید به نیازها و خواسته های مشتریان خود ، بلکه به خواسته ها و
نیازهای مشتریان مشتریانشان نیز توجه کنند و از این موضوع به عنوان مفهومی
از بازاریابی یاد شده است که هدف آن ایجاد و احیای مجدد مفهوم بازاریابی
در ورای سطوح سنتی یعنی ، تولید کنندگان ، عرضه کنندگان ، عمده فروشان ،
خرده فروشان ، مشتریان و مصرف کنندگان در کانال های بازاریابی است
.
تلاش تحقیقات آتی باید بیشتر صرف ایجاد پلی بین سطوح روشن و آشکار
خط مشی های آغازین و پایانی کانال های بازاریابی باشد که در این رابطه باید
اقتصاد و عوامل بوم شناختی در نظر گرفته شود .
مقدمه : در سال های
پایانی ۱۹۴۰ کارایی تولید عامل ضروری برای دستیابی به حفظ عملکرد خوب در
عملیات تجاری موفق در بازار محسوب میشد . در دهه ۱۹۵۰ محققان بازاریابی این
بحث را مطرح کردند که شرکت ها باید توجه بیشتری به نیازها و خواسته های
مشتریان داشته باشند و این راهکار بنیادی اغلب به عنوان مفهوم بازاریابی
شناخته شد که یکی از مشهورترین ومهمترین دیدگاه هایی است که در آثار
بازاریابی تاکنون پدیدار شده است. Mckitterick عنوان می کند : مهم ترین
وظیفه و مهارت بازاریابی این نیست که مشتری را به انجام عملی که در راستای
منفعت شرکت است وادار کنیم ، بلکه باید در انجام کاری که در راستای منافع
مشتری است ، مهارت داشته باشیم

چکیده:
برنامه ریزی استراتژیک نقش کلیدی در موفقیت سازمانها در میدان
رقـــابت دارد. این نوع برنامه ریزی اگر به درستی تدوین شود، به انتخاب
استراتژی هایی منجر می شود که درصورت اجرای صحیح و به موقع، موجب تعالی و
پیشتازی سازمان می شود.
امروزه فعالیتهای اقتصادی جهان را ترکیبی از
سازمانهای بزرگ، متوسط و کــوچک انجام می دهند. همه این سازمانها در محیطی
متلاطم و بازاری به شدت رقابتی به دنبال پیروزی در برابر رقبای خود و ارضای
نیازهای مشتریان خود هستند. برنامه ریزی استراتژیک در صورت تدوین و اجرای
درست، ابزاری سودمند برای موفقیت شرکتها در بازار رقـابت جهانی بوده و می
تواند آنها را سرپا نگه دارد.
به خاطر تفاوتهای موجود بین سازمانهای
بزرگ و کوچک در زمینه های مختلف، تدوین، اجرا و ارزیابی برنامه استراتژیک
نیز در آنها متفاوت است. در این مقاله درصدد شناسایی این تفاوتها در راستای
کمک به برنامه ریزی استراتژیک سازمانهای کوچک است تا از این طریق بخش عمده
ای از موفقیت آنها در بازار رقابتی رقم بخورد.

مقدمه:
دردنیای امروز
که شاهد تغییر و تحولات شگرف در زمینه های مختلف هستیم، محیط باتلاطم و عدم
اطمینان بسیاری مواجه است و رقابت شــــدت زیادی پیدا کرده است. سیستم های
سازمانی در راستای کسب موفقیت در میدان رقابت باید ازنوعی برنامه ریزی
بهره گیرند که آینده نگر و محیط گرا باشد به طوری که ضمن شناسایی عوامل و
تحولات محیطی، در یک افق زمانی بلندمدت تاثیر آنها را بر سازمان و نحوه
تعامل سازمان با آنها را مشخص کند. این نوع برنامه ریزی درواقع همان
بــــرنامه ریزی استراتژیک است که با بررسی محیط خارجی و داخل سازمان،
فرصتها و تهدیدهای محیطی و قوتها و ضعهای داخلی را شناسایی می کند و با
درنظر داشتن ماموریت سازمان، اهداف بلندمدت برای سازمان تنظیم می کند و
برای دستیابی به این اهداف، از بین گزینه های استراتژیک اقدام به انتخاب
استراتژی هایی می کند که با تکیه بر قوتها و رفع ضعفها، از فرصتهای پیش
آمده به نحو شایسته استفاده کرده و از تهدیدها پرهیز کند تا درصورت اجرای
صحیح باعث موفقیت سازمان در میدان رقابت شود.
امروزه فعالیتهای اقتصادی
جهان توسط سازمانهایی با اندازه های بزرگ، متوسط و کوچک انجام می شود. این
سازمانها در محیطی درحال تغییر و بازاری رقابتی فعالیت می کنند. بنابراین،
برای کامیابی نیازمند برنامه ریزی استراتژیک هستند. وجود تفاوتهایی در
اندازه، حجم و ماهیت فعالیت سازمانهای بزرگ و کوچک، نحوه برنامه ریزی
استراتژیک آنها را نیز ازهم متمایز کرده است به طوری که اکثر مدل های ارائه
شده در این زمینه باتوجه به ویژگیهای سازمانهای بزرگ بوده و شاید به همین
دلیل آنها به راحتــی و در زمان دلخواه می توانند اقدام به برنامه ریزی
استراتژیک کنند. در صورتی که مدل ها و مطالعات کمی در زمینه برنامه ریزی
استراتژیک سازمانهای کوچک ارائه شده است و تجربه اندک آنها در استفاده از
این نوع برنامه ریزی نیز حکایت از این وضعیت دارد.

چکیده:

انواع بازاریابی
 1- سنتی: تمرکز اصلی بر فروش محصولات تولید شده مجموعه ای از فعالیتهای
بازرگانی که جریان کالا را از تولید تا مصرف شامل می شود.
۲- مدرن: برآوردن نیاز مشتری و برنامه ریزی بر اساس آن.
صنعت جهانگردی مشتری گراست (customer oriented)
در تعریف سنتی، بیشتر به سود توجه می شود ولی در تعریف مدرن هم سود و هم
مشتری مورد توجه قرار می گیرند.
موارد حائز اهمیت در بازاریابی مدرن:
۱- شناخت مشتری۲- نیاز مشتری۳-روش برآوردن نیاز مشتری
نیاز: عبارت است از میل به داشتن چیزی که نبود آن باعث ناراحتی و عذاب می
شود و یا حالت و احساسی که به موجب آن فرد احساس محرومیتی می کند که موجب
رنج و ناراحتی است (یعنی حد فاصل بین وضع موجود و وضع مطلوب)
خواسته: عبارت است از کلیه نیازهای مبتنی بر معیارهای ارزشی جامعه فرهنگ
جامعه و شخصیت افراد.
تقاضا: عبارت است از هنگامیکه خواسته با قدرت خرید همراه باشد.
مثلاً در مورد مشروبات الکلی ، نیاز آن می تواند برای فرد وجود داشته باشد
اما در برخی جوامع از جمله کشور ما مورد قبول نمی باشد. در نتیجه خواسته
چون مثبت نبوده و مقبولیت اجتماعی ندارد، با قدرت خرید متناسب نمی باشد.
بنابراین باید ابتدا نیاز به خواسته و بعد به تقاضا تبدیل شود تا بتوان
برای رفع آن فعالیت نمود.
نیازهای مازلو: این فرد معتقد است که اگر فرد نیاز اولیه خود که نیاز به
ادامه بقا (فیزیولوژیکی) که شامل هوا، آب ، غذا و نیازهای جنسی است فراهم
شود به سراغ مرحله دوم یعنی رفع نیاز ایمنی و محافظت مثل خانه و سرپناه و
متعاقب آن به مرحله سوم یعنی رفع نیاز اجتماعی مانند کسب اشتغال و ارتباط
با دیگران وارد شده، سپس به مرحله چهارم یعنی نیاز به حرمت و عزت نفس یا
قدر و منزلت رسیده و در نهایت به مرحله پنجم به راس هرم نیاز یعنی به
خودشکوفایی صعود میکند.
روانشناسان می گویند: رفتار انسان تابع قویترین نیازش می باشد.

تحقیق تفاوت های مدیریت و رهبری

بدون دیدگاه

قسمتی از متن:
چنان که پیش از این یادآور شدیم، مدیریت به معنی اداره کردن سازمان های
نسبتاً کوچک است که اصطلاحاً اداره خوانده می شود. اداره یا سازمان، همان
نظام بوروکراتیک یا دیوان سالاری است
در چنین نظامی مسائل رسمی و وظایف
تعیین شده درجه اول اهمیت هستند و همگان مؤظف به اطاعت از سلسله مراتب می
باشند. معمولاً،‌ مدیران افرادی هستند که به انجام وظایف قانونی خود تأکید
دارند و از همکاران خود می خواهند که بر اساس شرح وظایف قانونی خود عمل
کنند
از جهت دیگر، از نظر عامه،‌ رهبری یعنی اداره کشورها و سازمان های
بزرگ که بیشتر جنبه سیاسی، مذهبی و اجتماعی دارد. بیشتر مردم،‌ رهبری را
امری در سطح کلان و سطوح بالای جامعه و مخصوصاً به عنوان رهبر یک کشور می
نگرند.
اگرچه از نظر اجتماعی و سیاسی این برداشت وجود دارد و به مقامات
رده اول جوامع رهبر می گویند، ولی از نظر علم مدیریت و رفتارشناسی سازمانی
رهبری مفهوم خاصی دارد که در هر زمان و مکان و با هر تعدادی قابل رخ دادن
می باشد. در دنیای جدید مدیریت و مخصوصاً در مدیریت آموزشی،‌بیشتر از
اصطلاح رهبری استفاده می شود و نه مدیریت. در پاسخ این که چرا به جای
اصطلاح مدیریت باید از واژگان رهبری استفاده کرد، به بررسی تفاوت های
مدیریت و رهبری می پرازیم.

مدیریت :
مدیریت،‌ در اصل یعنی اداره
کردن و گرداندن یک سازمان، و رهبری یعنی هدایت و راه بردن و نشان دادن راه
به انسان هاست. به عبارت دیگر، مدیریت صرفاً سازمانی و رهبری امری انسانی
است. تکیه مدیریت بیشتر به سازمان و تکیه رهبری بر انسان هاست. مدیریت
به فراهم آوردن امکانات و تنظیم امور عادی و جاری سازمان که از قبل تعیین
شده، می پردازد. رهبری، به عنوان یک پیش آهنگ،‌ اسوه و راهنما به امور
اساسی، مخاطره آمیز و معمولاً حساس و کمتر صد در صد از پیش تعیین شده می
پردازد. حرکت مدیریت بر اساس خط مشی های تدوین شده است که معمولاً همه
افراد بر اساس قانون به درستی یا نادرستی و تطبیق آن با وضع مورد نظر پی می
برند، اما حرکت رهبری دارای آن چنان پیچیدگی و حساسیت است که همه افراد
قادر به درک آن نیستند. انتخاب راه ها و روش ها بر اساس نیازها و اقتضائات
است و نه بر اساس قانون ثابت و تغییر ناپذیر.

دسته‌ها